ایران ملک

نقش رستم

وبلاگ , شهر پردیس , اطلاعات عمومی

۲۸ مرداد ۱۴۰۲ 299 بازدید
ایران ملک
نقش رستم

نقش رستم

نقش رستم:

نقش رستم مجموعه‌ای باستانی، در زنگی‌آباد، در شمال شهرستان مرودشت، در استان فارس ایران است. که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. 

این محوطهٔ باستانی یادمان‌ هایی از ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان، را در خود دارد. و از حدود سال، ۱۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۲۵ میلادی، همواره مورد توجه بود. زیرا آرامگاه چهار تن از شاهنشاهان هخامنشی می باشد. نقش برجسته‌های پرشماری از اتفاقات مهم دوران ساسانیان، بنای کعبه زرتشت و نقش‌ برجستهٔ ویران گردید؛ از دوران ایلامیان در نقش رستم قرار دارند. در دورهٔ ساسانی، محوطهٔ نقش رستم از نظر دینی و ملی نیز اهمیت بسیار داشت.

در گذشته نام نقش رستم سه‌ گنبدان، یا دو گنبدان بود. که در میان مردم منطقه، به نام‌های کوه حاجی‌ آباد، کوه استخر یا کوه نِفِشت نیز، خوانده می‌شد. احتمالاً نام نقش رستم پس از آنکه ایرانیان میان رستم پهلوان شاهنامه، و سنگ نگاره‌های شاهان ساسانی، ارتباط برقرار کردند، به این مکان داد.

قدیمی‌ترین نقش موجود در نقش رستم، مربوط به دورهٔ ایلام است. که نقش دو ایزد، و ایزدبانو و شاه و ملکه بود. اما سپس در دورهٔ ساسانی، بهرام دوم بخش‌ هایی از آن را پاک نمود، و نقش خود و درباریانش را به جای آن تراشید.

نقش_رستم

 کعبه زرتشت بنای سنگی و بُرج مانند موجود در این محوطه است. که به احتمال بسیار زیاد در دورهٔ هخامنشی ساخت؛ و کاربرد آن تاکنون مشخص نگردید.

بر سه گوشهٔ نقش رستم دو کتیبه، از شاپور یکم، و کرتیر نوشته شد، که از نظر تاریخی ارزش بسیاری دارند. 

چهار آرامگاه دخمه‌ای در سینهٔ کوه رحمت کنده شد، که متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند؛ که همهٔ آن‌ها ویژگی‌های یکسانی دارند.

از میان پادشاهان ساسانی اردشیر بابکان نخستین کسی است، که در محوطه نقش رستم، سنگ نگاره‌ای تراشید. وی در حال دریافت حلقه قدرت از دست اهورامزدا، به نقش کشید. پس از وی نیز شاهان ساسانی صحنه‌های تاجگذاری‌ شان یا شرح نبردها و افتخاراتشان را بر سینهٔ کوه نقش کردند. اینکه اردشیر و پسرش شاپور یکم، نقش‌ برجسته‌هایی را در کنار نقش برجسته‌های همتایان هخامنشی خود، در نقش رستم تراشیدند. احتمالاً نشان از راهبردی فرهنگی و سیاسی در پیروی از گذشته داشت.

نام و پیشینه نقش رستم:

نقش رستم در شمال مرودشت، در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید، بر دنبالهٔ کوهی که مردم محلی آن را حسین‌ کوه می‌خوانند، واقع گردید. وقتی بر سکوی تخت جمشید قرار بگیریم، حسین‌ کوه به‌ خوبی دیده می‌شود، که به‌صورت سه صخرهٔ بزرگ سر بر هوا کشیده‌ است. به همین دلیل در گذشته به آن سه‌ گنبدان می‌گفتند. 

 

حسین‌ کوه و محوطهٔ نقش رستم در میان مردم محلی به کوه حاجی‌ آباد، کوه استخر یا کوه نِفِشت، معروف است. اما کتزیاس از آن با نام کوه دوگنبدان یاد می‌کند، و می‌گوید: (کالبد پادشاهان ایران را به پارس برده، در کوه دو گنبدان به درون آرامگاه می‌گذاشتند). داریوش فرمان داد، تا در کوه دو گنبدان، آرامگاهی درآورند. این کار چنان‌که خواست وی بود، انجام گردید.

سه گنبدان

دیودور سیسیلی، (کتاب ۱۷، بند ۷۱)، نیز آرامگاه‌های نقش رستم را، این‌گونه یاد کرد. که راهی برای ورود به آرامگاه‌ها نبود، و تابوت را با اسبابی به درون مقبره وارد می‌کردند. احتمالاً سنگ‌ نگاره‌ های شاهان ساسانی، که یادآور جنگ‌ها و پیروزی‌ های رستم پهلوان بزرگ شاهنامه بود، باعث شد، تا ایرانیان این سنگ‌ تراشی‌ها را که چیرگی پهلوانان بر دشمنان را نشان می‌داد، نقش رستم یاد کنند. اردمان و اشمیت بر این باورند، که اهمیت نقش رستم به آن حد بود، که تصاویر سازه‌های برج‌ شکل، بر روی نخستین سری سکه‌های ضرب شد، در تاریخ ایران، (۳۰۰ تا ۱۵۰ پیش از میلاد مسیح)، اشاره مستقیم، به آن مکان داشتند.

سازه‌های پاسارگاد، و نقش رستم، از دیدگاه معماری نیز اهمیت دارند. و الگویی برای ساخت سازه‌ هایی چون نیایشگاه نور آباد، شدند.

دیوید استروناخ، بر این باور است، که سازه‌های هخامنشی در پاسارگاد و نقش رستم می‌توانسته‌اند، تأثیر پذیرفت، از هنر اورارتویی در نیایشگاه‌های برج‌ شکل اورارتو باشند. اما هاید ماری کخ باور داشت، که شکل آرامگاه‌ های هخامنشی در نقش رستم، کاملاً ابتکاری، و زاده نوآوری داریوش بزرگ بود.
نشانه ای از آنکه اردشیر بابکان، اطلاعات دقیق یا آگاهی روشنی دربارهٔ هخامنشیان داشته در دسترس نیست. اما این واقعیت که او و پسرش شاپور دوم نقش‌ برجسته‌ هایی را در کنار نقش‌ برجسته‌ های همتایان هخامنشی خود در نقش رستم تراشیدند، نشان از راهکردی فرهنگی و سیاسی در تقلید از گذشته داشت.

کاوش‌ها درباره نقش رستم:

نقش رستم برای نخستین بار، در سال ۱۹۲۳ میلادی، (۱۳۰۲ خورشیدی)، توسط ارنست هرتسفلد، بررسی و کاوش گردید. هرتسفلد دیوارهٔ بیرونی سازه‌های دژگونهٔ ساخته شد، از آجرهای گلین مربوط به دوران ساسانی را بررسی کرد. و بقایای برج و باروهایی که در دورهٔ ساسانی برای محافظت از این مکان به دور آن کشیده بودند را، از خاک بیرون آورد.

همچنین محوطه نقش رستم، در چندین فصل در میان سال‌های، ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میلادی، مورد کاوش گروه مؤسسه خاور شناسی دانشگاه شیکاگو، به رهبری اریک فریدریش اشمیت، قرار گرفت. و آثار مهمی همچون نسخهٔ پارسی، میانه کتیبه شاپور، و برخی از سنگ‌ نگاره‌ های مدفون از دورهٔ ساسانی، در خلال این کاوش‌ها، یافت گردید. در کاوش‌های مرکزی، اشمیت به یک ساختمان رسید. و در بخش‌های غربی بازمانده‌های دو ساختمان، از آجرهای گلین پیدا شد. در غرب قلهٔ کوه، یک آب‌ انبار چندضلعی (با قطر ۷٫۲ متر)، که از سنگ‌های خود محل ساخته، از زیر خاک بیرون آوردند.

رستم

کعبه زرتشت:

کعبهٔ زرتشت، نام بنای سنگی چهارگوش و پله‌ داری‌ در مجموعه نقش رستم، می باشد. فاصلهٔ کعبه زرتشت تا کوه ۴۶ متر، می باشد. و دقیقاً روبه‌روی آرامگاه داریوش دوم قرار دارد. 

جنس مصالح کعبه زرتشت از سنگ آهک سفید، و بلندی آن با احتساب پله‌های سه‌ گانه به ۱۴٫۱۲ متر می‌رسد. و تنها یک در ورودی که ۱٫۷۵ متر بلندی، و ۸۷ سانتی‌ متر پهنا دارد. و همچنین دری دو لنگه‌ای و بسیار سنگین دارد، و جای پاشنه‌های پایینی و بالایی هر لنگه، در سنگ حک گردید، و به‌ خوبی معلوم است.این درگاه به وسیلهٔ پلکانی سی پله‌ای از جنس سنگ، به درون اتاقک آن، راه دارد.  

 

این بنا در دورهٔ هخامنشی بنا گردید. از نام کعبه زرتشت در آن دوران اطلاعی موجود نیست. اما در دورهٔ ساسانی به کعبه زرتشت، بُن خانک میگفتند. اصطلاح کعبهٔ زرتشت در دوران اخیر و از حدود قرن چهاردهم میلادی به این بنا، اطلاق شد.

کعبه زرتشت

کاربرد بنای کعبهٔ زرتشت واقع در نقش رستم، همواره مورد مناقشهٔ باستان‌ شناسان و پژوهشگران بود. و دیدگاه‌ها و تفسیرهای گوناگونی دربارهٔ کاربرد آن ذکر شد. اما چیزی که تفسیر آن را دشوارتر می‌کند، وجود بنای مشابهی در پاسارگاد است. که هر احتمالی را باید با شرایط آن نیز سنجید، و تفسیر مشابهی برای هر دو در نظر گرفت.

برخی از باستان‌ شناسان کعبه زرتشت را، آرامگاه دانستند. برخی دیگر مانند رومن گیرشمن و اشمیت گفتند، که کعبهٔ زرتشت آتشگاهی بود، که آتش مقدس را در درون آن قرار می‌دادند. و در هنگام انجام تشریفات مذهبی از آن استفاده می‌کردند. گروهی دیگر از جمله هنری راولینسون و والتر هنینگ باور دارند، که کعبه زرتشت گنج‌ خانه و محل نگهداری اسناد دینی و اوستا بود. گروه اندکی هم این بنا را پرستشگاه آناهیتا می‌دانند، و باور دارند که مجسمهٔ این ایزدبانو در کعبهٔ زرتشت نگهداری میشد. شاپور شهبازی بر آن است، که کعبهٔ زرتشت یک آرامگاه هخامنشی بود، که در دورهٔ ساسانی از آن به‌عنوان مکانی همانند گنج‌ خانهٔ اسناد دینی استفاده می کردند.

بر بدنهٔ شمالی، جنوبی و خاوری این برج، سه کتیبه به سه زبان پهلوی ساسانی، پهلوی اشکانی و یونانی در دورهٔ ساسانیان نوشته گردید. که یکی به شاپور یکم ساسانی، و دیگری به موبد کرتیر تعلق دارند. و چنان‌ که والتر هنینگ گفت، این کتیبه‌ ها مهم‌ ترین سند تاریخی از دورهٔ ساسانی می‌ باشند.ساختمان کعبهٔ زرتشت از دید تناسب اندازه‌ ها، خطوط و زیبایی خارجی، بنای زیبایی است. که از نظر اصول معماری نمی‌تواند، مورد ایراد قرار بگیرد.

ساختمان کعبهٔ زرتشت از دید تناسب اندازه‌ ها، خطوط و زیبایی خارجی، بنای زیبایی است. که از نظر اصول معماری نمی‌تواند، مورد ایراد قرار بگیرد.
اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *